السيد حامد النقوي
176
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
باب مدينهء علم چنانچه مزعوم مشوم عاصميست در نهايت بطلان و فساد و غايت انحزام و انهدادست نفى باب مدينه علم بودن أبوذر غفارى اما آنچه عاصى در آخر كلام خود در باب برگزيدهء جناب بارى حضرت أبى ذر غفارى افاده نموده پس متعلق به آن چند امر قابل بيانست اول آنكه مقتضاى سياق كلام عاصمى چنانچه بر ارباب الباب محتجب نيست آن بود كه او حضرت أبى ذر رضوان اللَّه عليه را مثل ديگر اصحاب بابى از ابواب مدينهء علم قرار مىداد ليكن ظاهر كلام او ثم قال لابى ذر فى غير هذا الحديث من أراد ان ينظر الى بعض زهد عيسى فلينظر إليه فينبغى ان يكون له باب فى الزهد من تلك المدينة دلالت بر آن دارد كه نزد او حاصل بودن بابى در زهد از مدينهء علم براى حضرت أبى ذر سزاوارست نه آنكه حضرت أبى ذر خود باب مدينهء علم در زهد بوده باشد پس اگر فى الواقع مقصود عاصمى همينست كه در حق حضرت أبى ذر ثابت نمايد كه در زهد بابى از مدينهء علم براى شان مفتوح بود و به اين سبب آن جناب در زهد مرتبه عاليه داشت نه آنكه آن حضرت خود باب مدينهء علم در زهد باشد پس اين معنى هرگز منافى مطلوب اهل حق نيست چه ايشان علو مرتبه حضرت أبى ذر را در جملهء صفات ايمان خصوصا در زهد بكمال اذعان تسليم مىكنند و مىدانند كه چون حضرت أبى ذر حسب ارشاد جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله الاطياب فمن أراد العلم فليأت الباب اتيان مدينهء علم من قبل الباب نموده بودند و در جملهء امور اتباع و اقتفاى آثار باب حقيقى مدينهء علم اعنى جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمودند لهذا ايشان را در تمامى صفات ايمان عموما و در صفت زهد خصوصا ذروهء عاليه حاصل بود و آثار نهايت زهد و ورع آن جناب كه بنهج خاص در زمان خليفهء ثالث اهل سنت حضرت عثمان غنى جلوهگر گرديده است در كتب اخبار و آثار مسطور و مزبورست و شعاشع تذكار آن هنوز عيون سنيه را خيره و زمين و زمان را در انظار اين حضرات تيره مىگرداند و اگر مقصود عاصمى ازين كلام نه اينست كه مذكور شد بلكه مىخواهد كه بودن حضرت أبى ذر باب مدينهء علم در زهد ثابت گرداند و تغيير اسلوب عبارت محض براى تفنن كرده است و مطلوب او از حصول باب زهد براى حضرت أبى ذر رض باب بودن آن حضرتست در زهد على سبيل المجاز پس فى الحقيقة محل كلامست زيرا كه اولا چون مدينهء علم ذات قدسى سمات جناب سرور كائنات عليه و آله آلاف التحيات مىباشد و عظمت و جلالت اين مدينه به حدى رسيده است كه عقل بشرى از ادراك كنه آن عاجز و قاصرست لهذا هرگز كار اهل ايمان نيست كه احدى از اصحاب آن جناب را و لو كان كثير الفضائل و السوابق معظما بين الانام و الخلائق بىتوقيف صريح و تنصيص صحيح خود آن جناب باب اين مدينه قرار دهند پس عزم عاصمى كه جناب أبى ذر رض را از ابواب مدينهء علم قرار دهد هرگز نزد ارباب معرفت ممدوح و محمود نخواهد بود ثانيا باب مدينهء علم بودن شرفيست كه مثبت عصمت مىباشد كما دريت فيما سبق و هر چند عظمت و جلالت حضرت أبى ذر رض مسلم فريقينست ليكن احدى از علماى اهل اسلام قائل بعصمت آن حضرت نشده پس چگونه اقدام عاصمى بر اثبات بودن حضرت أبى ذر رض باب مدينهء علم مستحسن خواهد شد ثالثا عظمت و جلالت و رفعت و نبالت حضرت